تبليغاتX
LET'S DO IT RAINBOW

LET'S DO IT RAINBOW

خالی

 

 

 

 

 

تمام تلاشم را می کنم تا ظرف شستن را بیشتر از همیشه به درازا بکشانم
چند دقیقه تمام بی جهت آشغالهای شناور روی آب را جمع می کنم
همیشه وقتی نمی دانم چه باید بکنم، بهترین کار شستن ظرف هاست. آرام آرام و بی عجله با آب سرد ... آنوقت مجبورم هر ظف را دوبار بشویم 

وقتی مستاصلم ظرف می شویم
Waltz پخش می شود؛ بوی قهوه به مشامم می خورد؛ دلم برای
کسی تنگ می شود...

 

هیچ کسی حق ندارد در دنیای حقیق از دنیای مجازی ام حرف بزند ... جز یکی

 

+ نوشته شده در  5 Oct 2008ساعت 12:0  توسط رهام 

واگويه دلهاي صاحب مرده

 

 

وقتي سردي ملس تنت را حس مي كنم كه محكم خودم را به تبعيد گاهش مي فرستاده ام
دل صاحب مرده ام طاقت نمي آورد، فين فين هايم را مخفي مي كنم
نفس عميق مي كشم، قطره هاي فرّارچشمانم را فرو مي بلعم
دل صاحب مرده ام طاقت دوري از تبعيدگاهش را ندارد

 

وقتي دلپيچه هايي كه سه روز است رهايت نكرده است مي بينم
مي دانم دل صاحب مرده ات طاقت رها كردن اسيرش را ندارد.

 

در انبوه جنگل گاه سينه ات كه مُلكش را به نام زده ام در اين تبعيدگاه شيرين تر از زادگاه فرو مي روم، اشكم را فرو مي خورم، اشكت را فرو مي خوري

 

در اين باد پاييزي كه امشب به گرمي گراييده است
مي خواهي يك دقيقه، يك ساعت، يك روز، يك هفته، يك ماه از من جدا شوي

 

دلم برايت مي سُرد

 

 

+ نوشته شده در  3 Oct 2008ساعت 23:40  توسط رهام