تبليغاتX
LET'S DO IT RAINBOW

LET'S DO IT RAINBOW

کلمه های معترضه!

 

 

 

بي اختيار آمدم كتابخانه تا چيزي بنويسم (بخوانم!).

جاي گرم ديگري نبود ‌(نبود؟).

خواستم طوري بنويسم كه داغ داغ شوم طوري كه حركت بدنت را هر كسي بتواند روي بدنش حس كند. طوري كه سينه هاي گرمت را بتوان ديد ... نزديك ... لخت ... از ميان پيراهني كه دو دكمه ي اول آن باز است (هست؟).

انگار توهم به سرم زده. پسري با پسري وسط كتابخانه خوابيده است (به خواب نرفته است / اين را به جاي كردن و دادن نوشتم) تصوير سرخ است (هست؟).

دخترها همچنان با سينه هاي برآمده ي ناخوش آيندشان مي آيند (مي آيند؟)، مي روند.

زيبا هستند ... اما از همين فاصله! كه صداي دهل از دور خوش است!

سوراخي دارند كه زشت است (هست؟) جوش (به جاي داغ) است! بي قواره است! خدا نصيب گرگ بيابان نكند!!

و من هستم. با همكاري كه وقتي (شايد غير منتظره) دم از همـجنـــسگرايي زد و دو استاد كه شبيه دوستان مند اند. چشم مي دوزند در چشمانم و شايد دارند بوسه اي مي گيرند‌(مي گيرند؟).

و استاد زبان كه از ميان همه ي prefix ها فقط براي Ho mo مثال مي زند و تنها يك مثال: hom ose xtual. (چرا؟)

و من در كتابخانه در توهم شيرين تو ... بي لباس، داغ. در هواي مطبوعي كه چيزي بين گرماي درون و سرماي بيرون است! نشسته ام (يا شايد خوابيده ام! / به خواب رفته ام!)

 

داغ همچنان بر من تلاش مي كني ...

 

 

 

+ نوشته شده در  18 Nov 2007ساعت 14:30  توسط رهام  | 

ما احمق ها!

 

 

 

حالم از خودمون به هم مي خوره!

حالم از ترسي كه اسمشو گذاشتيم privacy به هم مي خوره!

 

وقتي بچه بودم فكر مي كردم كه چقدر بدبختيم كه دولت و دينمون نمي ذاره ما زندگي كنيم

وقتي يه خورده بزرگتر شدم فهميدم چقدر بدبختيم كه زنده نموندنمون به خاطر دولت نيست به خاطر آدماي دور و برمونه!

حالا مي بينم چقدر بدبختيم كه زنده نموندنمون به خاطر اينكه نمي خواهيم زنده بمونيم!!! به خاطر خودمونه!

چنان تو لايه هاي مخفي پيچيديم كه داريم خفه مي شيم و يكي هم كه پيدا مي شه يك كم مي خواد صداشو بلند تر كنه زود دستشو مي گيريم مي كشيمش پايين تا صداشو ببره! يا اينكه اونقدر ازش دور مي شيم كه صداش به ما نرسه!

اگه قرار باشه بدین یا بکنین که یک یا دو بار چت کردن کافیه! یا اون میاد خونه ی تو یا تو می ری خونه ی اون (به همین راحتی)! اما اگه قرار باشه همین آدم رو توی جمع دوستانه ببینین باید از هوارتا فیلتر و اگر و شاید و ... بگذره!!!

 

ما همه مون احمقيم!! پس بزار تو همين به اصطلاح privacy خفه بشيم!

 

 

 

پ.و: اصلا به روی خودتون نیارین!!


 

به این هم یه نگاهی بندازین: خدا ک ونی ها رو دوست نداره!

+ نوشته شده در  13 Nov 2007ساعت 22:30  توسط رهام 

---

 

 

 

بازم دلم هوای خوابیدن تو آغوشتو  کرده ... خفن!

 

 

 

+ نوشته شده در  6 Nov 2007ساعت 0:0  توسط رهام 

سینه

 

 

 

دلم مي خواهد سينه هايم بر سينه هاي پسري بسايد

   از جنس من مثل بلور، مثل فرشته ها از ميان زبانه هاي آتش

                       از ميان جهنم، از ميانِ من، پسري مثل فرشته گون شيطان

  دلم مي خواهد سينه هايم بر سينه هاي تو بسايد داغ

   و اينجا را مثل جهنم خانه ام كني.

                   دلم براي آغوشت تنگ شده تا سينه ام بر سينه ات بسايد، و مزه ي گرماي شهوت با تزديكي تو بر لبانم نقش شود و تو بر فراز عرق گون ي لذت پرواز كني بر من

                                       دلم برايت تنگ شده مدتهاست ...

 

 

 

 


رامتین برگشت ...

+ نوشته شده در  29 Oct 2007ساعت 22:30  توسط رهام  |