جایی میان زنان و مردان
کوره راهی بین زن بودن و مرد بودن
من آيا راه، يا بي راه؟ من كجا؟
هيچ كس نيست! من هستم جايي ميان زن بودن و مرد بودن! جايي مثل شرم از ارتباط با مردان و خجالت از ارتباط با زنان.
جايي كنار رودخانه در ميان همكاران اداره
تاريك نيست! راه گم نكرده ام اما سخت است خيلي، از اين كوره راه كه شهرداري اش مدت هاست كار هموار كردنش را تعطيل كرده، گذشتن.
مي خنديم، بازي مي كنيم،بحث مي كنيم ... جايي هستم دور ... صداي زنان از جايي دور و صداي مردان از جايي دور مي آيد و من جايي در ميان خودنمايي براي مردان و قدرت نمايي براي زنان، جايي ميان انتظار شيرين زباني مردان و شيرين زباني كردن براي زنان.تاريك نيست اينجا، جايي كه شهرداري آن مدتهاست چراغ هايش را برمي دارد و گُل چاله مي كارد.
من هستم! اينجا!
+ نوشته شده در
19 Oct 2007ساعت 14:0  توسط رهام
|
یادم آمد نا خودآگاه
اولین باری که کروات زدم!
چند سالم بود؟ عاصی نبودم اا شیطنتم گل کرده بود!
یک کروات بیشتر نداشتم، سبز بود و گل های قرمز داشت.
از گوشه ی کمدم بیرونش کشیدم یواشکی .. و رفتم به مقصد کلاس زبانم.
چند سالم بو؟ یادم نمی آید. می دانم عاصی نبودم اما شیطنتم گل کرده بود.
همکلاسی ام را بیرون کشیدم. بزرگتر از من بود. چقدرش یادم نیست! یکی یا شاید دو سال!
کراواتم را بست. هوا سرد بود شاید همین وقت های سال بود.
چخ شد؟ شاید خجالت کشیدم!
همکلاسی ام گفت: بابا معلم زبان که کاری به کروات تو نداره!
نمی دانم خجالت کشیدم شاید!
زیپ کاپشنم را بالا کشیدم تا آخر طوری که کراواتم دیده نشود.
گرمم شد، عرق ریختم، کلافه شدم!
کلاس نزدیک به آخر بود. معلم فهمیده بود من مشکلی دارم. گرمم بود، خیس عرق شده بودم، کلافه بودم!
همکلاسی ام: اکسکیوزمی آقا، شما با کراوات مشکلی دارید؟
معلم هاج و واج نگاهی کرد: نه! خیلی قاطع گفت.
از شدت کلافگی زیپ کاپشنم را باز کردم و کراواتم پیدا شد.
معلم با دیدن کراوات من، عرق پیشانیم و نگاه همکلاسی ام چنان خنده ای سرداد که هنوز به یادش می خندم.
چند سالم بود؟ یادم نیست! عاصی نبودم اما شیطنتم گل کرده بود!
+ نوشته شده در
9 Oct 2007ساعت 18:0  توسط رهام
|